تبليغاتX
\ دوستت دارم تا زمانی که زنده ام
عاشق تنها

 

 

Rotating Heartیه شب از همین شبها ماه شب چهارده داشت Rotating Heart

 

Rotating Heartمثل همیشه توی آسمون خود نمایی می کردRotating Heart

 

وچند قدم اون ورتر یه ستاره ی کوچکتر هم با کلی حسرت به قرص ماه نگاه میکرد

 

ماه با شکوهی تمام نور مهتابش رو به رخ می کشید وتوجهی به نگا ههای ستاره نمی کرد

 

ماه با خودش گفت: من ماهم . پر نور ودرخشان تنها وبی نظیربین این ستاره اما بر عکس دل

 

ستاره ی کوچیک ما شکسته بود احساس حقارت می کرد از این که این قدر کوچیکه دوست

 

داشت زودتر صبح بشه وخورشید خانوم خودش رو بر سونه چون اون موقع دیگه مجبور نبود

نگاههای سنگین ومغرور انه ی ماه رو تحمل کند . شب ها از پی هم می گذشتند

 

 وستاره اصلا حواسش نبود که شب به شب پرنورتر می شد یه شب زیر چشمی نگاهی

 

                 Rotating Heart Rotating Heartبه ماه انداختRotating HeartRotating Heart

 

 


ادامه مطلب




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 15:53 توسط ..:: یگانه ::..