تبليغاتX
\ دوستت دارم تا زمانی که زنده ام
عاشق تنها

 

خواهم آمد سر هر ديواري ، ميخكي خواهم كاشت.
پاي هر پنجره اي ، شعري خواهم خواند.
هر كلاغي را ، كاجي خواهم داد.
مار را خواهم گفت : چه شكوهي دارد غوك !
آشتي خواهم داد .
آشنا خواهم كرد.
راه خواهم رفت.
نور خواهم خورد.
دوست خواهم داشت.

دوست خواهم داشت

 





لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 19:11 توسط ..:: یگانه ::..

 

                                                    منو تنها بذاری
                                 می دونم چشات می گن
                                      دیگه طاقت نداری
                                   می دونم خسته شدی
                                      مرغ پر بسته شدی
                                        دیگه تو بال و پری
                                         واسه پرواز نداری


Image hosted by TinyPic.com 
می دونم دست تو نیست
رفتن و پر زدنت
آخه اگه با تو بود
من بودم همسفرت 
 
Image hosted by TinyPic.com
می دونی رفتن تو
توی تقدیر منه
گریه های بی صدا
سهم فردای منه
Image hosted by TinyPic.com
می دونی مال منه
همه ی جدایی ها
همه ی غم های دنیا
همه ی تنهایی ها
 
Image hosted by TinyPic.com
 
می دونی اشکای من
مث بارون می بارن
آخه تو که نباشی
دیگه مانع ندارن

Image hosted by TinyPic.com




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 19:9 توسط ..:: یگانه ::..

                                                    

تا کدوم ستاره دنبال تو باشم
تا کجا بی خبر از حال تو باشم
مگه میشه از تو دل برید و دل کند
بگو می خوام تا ابد مال تو باشم
از کسی نیس که نشونی تو نگیرم
به تو روزی میرسم من که بمیرم
هنوزم جای دو دستات خالی مونده
تا قیامت توی دستای حقیرم
خاک هر جاده نشسته روی دوشم
کی میاد روزی که با تو روبرو شم
من که از اول قصه گفته بودم
غیر تو با سایه م نمی جوشم
 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 19:6 توسط ..:: یگانه ::..





لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 19:3 توسط ..:: یگانه ::..

    

 

من وتو با هميم اما دلامون خيلي دوره

هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره

نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه

چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره

من وتو،من وتو ،من وتو

هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم

خسته از اين قصه ها ييم هم صداي بي صداييم

نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما

يه عمره وعده ها رو داديم و حرف ها رو گفتيم

ديگه هيچي نمي مونه براي گفتن ما

گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه

ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طاقچه

گلاي قالي رنگ زرد پاييزي گرفتن

اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من

 

من وتو ،من و تو ،من وتو هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم خسته از اين قصه هاييم هم صداي بي صداييم





لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 19:1 توسط ..:: یگانه ::..

 

اینم قشنگه...دوست داشتین بخونین.

دفتر عشـــق كه بسته شـد

ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم

خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون

به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود

بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد  زدم

غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم

چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم

دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو

آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه

دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه

بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو

ازاون كه عاشقــــت بود

بشنو اين التماسرو
.........




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 18:51 توسط ..:: یگانه ::..

باز امشب اي ستاره تابان نيامدي

 

باز اي سپيده شب هجران نيامدي

 

شمعمم شكفته بود كه خندد به روي تو

 

افسوس ، اي شكوفه خندان نيامدي

 

زنداني تو بودم و مهتاب من چرا

 

باز امشب از ديچه زندان نيامدي

 

با ما سر چه داشتي اي تيره شب كه باز

 

چون سر گذشت عشق به پايان نيامدي

 

شعر من از زبان تو خوش صيد دل كند

 

افسوس ، اي غزال غز لخوان نيامدي

 

خوان شكر به خون جگر دست مي دهد

 

مهمان من ، چرا به سر خوان نيادي؟

 

گيتي متاع چون مَنَش آيد گران به دست

 

اما تو هم به دست من ارزان نيامدي

 

صبرم نديدهاي كه چه زورق شكسته اي ست

 

اي تخته ام سپرده به طوفان ، نيامدي

 

در طبع شهريار ، خزان شد بهار عشق

 

زيرا تو خرمن گل و ريحان نيامدي





لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 18:41 توسط ..:: یگانه ::..

فاصله یک خاطره در نگاه من وتواست

غربت کوچه خلوت که پناه من وتوست

به فلک بستند پایم تا فراموشت کنم

آری، گویا عاشقی هم دلخواه من وتوست

آسمان هم ازغم ما بس پریشان حالی است

گریه شبهای ابری مال آه من وتوست

می دهد نور امیدی به تپش های دلم

آن کسی که تا همیشه جان ماه من وتوست.




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 19:11 توسط ..:: یگانه ::..

ساعاتی که چشم بر آسمان می دوزم، دقایقی که خواب بر پلکهایم سنگینی می کند ، در آن ثانیه ها نیز از ذهنم خارج نمی شوی این بار هجای زیستن عاشقانه را در من زنده می گردانی و هر چه ندانم لااقل می دانم که تمام من شده ای.                        خیلی زودتر از آمدنت می روی من می مانم و حسرت های یک روزگار تلخ ولی از قلب عاشق تو ممنونم ، هزاران بار چرا که عاشق شدن را بی توقع و بی منت برای من گذاشتی / این بار هم بی منت برگرد ...

 





لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 19:2 توسط ..:: یگانه ::..

فاصله یک خاطره در نگاه من وتواست

غربت کوچه خلوت که پناه من وتوست

به فلک بستند پایم تا فراموشت کنم

آری، گویا عاشقی هم دلخواه من وتوست

آسمان هم ازغم ما بس پریشان حالی است

گریه شبهای ابری مال آه من وتوست

می دهد نور امیدی به تپش های دلم

آن کسی که تا همیشه جان ماه من وتوست.





لينك ثابت نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 9:21 توسط ..:: یگانه ::..

 

عشق دیار است وپرواز آن چشمان  سیاهی است     

که می نگرد به تو،عشق چرت زدن درایوان رویاهاست،

عشق سوختن است ولذت بردن از وبی خاکستر ، عشق تمنای

دل است از چشم،عشق همان جوانکی است که باید باشد تا زندگی باقی بماندعشق زیپ ستاره ای است در دل زنی حتی با مو های سپید،

عشق معنای خوب شمع است در دیدار با یار، عشق زیادی صدایی است

که تنها یا رنمی شنود، عشق ابر سپید پاکی است با قطره هاای زلال باران عشق....

عشق یعنی بودن وبه احترام لحظه ها زیستن!





لينك ثابت نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 9:21 توسط ..:: یگانه ::..

دوستت دارم




لينك ثابت نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 9:13 توسط ..:: یگانه ::..





لينك ثابت نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 9:11 توسط ..:: یگانه ::..

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري ميري برمي گرده نگات مي كنه........بدون براش مهمي.

 اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي بر مي گرده با عجله مياد سمتت........بدون براش عزيزی.

 اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برمي گرده نگات مي كنه........بدون براش قشنگي.

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني باهات اشك ميريزه........بدون دوستت داره.

و اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني آروم تركت مي كنه........بدون عاشقته





لينك ثابت نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 8:45 توسط ..:: یگانه ::..

هنگامی که زیبای جهان از نظر مجنون به خاک سیه شد مجنون خود را بر مزار معشوقه رساند

سنگ قبر را در بغل گرفت و از دل به زاری گریست و سعادت ان را یافت که در جوار لیلی

جان به جان آفرین تسلیم کند ولی

ای طبیعت شکر تو این سعادت بی نظیر را هم از من دریغ کردی...





لينك ثابت نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 8:40 توسط ..:: یگانه ::..

ندای از فراسوی خیال مرا می خواند که دریاب مرا

 و چه محزون به مانند آواز شباهنگ مرغ عشقی اسیر می خواهد

که مرا برهان زین بند نمور که مرا پـــــــــــــــرواز بایـــد

به دنبال صدا به هر کوی نظر می کنم هر چه می روم کمتر میابم ز او نشانه ای

غمگینم ناراحتم

به خود می گویم پس که بود که مرا می خواند که رهایم کن ژرواز بده مرا

صدا کنون پرطنین تر از همیشه می گوید حال آمدی این منم که تو را می خوانم

من خودتم.......





لينك ثابت نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 8:33 توسط ..:: یگانه ::..

هر چی عشقه توی دنیا من می خواستم مال ما شه

اما تو هیچ وقت نخواستی بینمون غصه نباشه

فکر می کردم با یه بوسه با تو هم خونه می مونم

نمی دونستم نمی شه اخه بی تو نمی تونم

گله می کنم من از تو از تو که این همه بی رحمی

هزار بار مردم از عشقت تو که هیچ وقت نمی فهمی .






لينك ثابت نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 8:24 توسط ..:: یگانه ::..





لينك ثابت نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 8:17 توسط ..:: یگانه ::..





لينك ثابت نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 8:14 توسط ..:: یگانه ::..

به سوی تو قدم برمیدارم شمرده شمرده... نمی دانم مقصد کجاست؟ ولی بی هدف در کوچه پس کوچه های زندگی قدم بر میدارم... برگهای بید مجنون خانه مان کم کم رنگ زردی به خود می گیرند... منم خیلی وقته که تو پاییزم ولی خبر ندارم... فصلی دیگر بدون تو برایم آغازشقث گشته... و من دیگه هیچی نمیدونم... و یا اینکه نمی توانم شکست را باور کنم... شاید روزی برایم بهار باشد ولی اون روز هم خیلی دوره حتی خیلی دورتر از تصوراتم... دیگه کاسه صبرم لبریزتر از همیشه شده... دیگه نیستی که واسم کاسه بزرگتری بیاری و بهم امید بدی که تحمل کن... میدونم برای همه عشق اولش زیباست و هر چی بیشتر میگذره بیشتر در این دریا پر تلاطم فرو میروند... و چه زیباست که تو شناگر قابلی باشی و از پس موجها بربیایی... ولی من خیلی کوچیکم حتی کوچکتر از یک مورچه که تو بهش ترحم میکنی زیر پات له نشه... ولی من نا خواسته یا خواسته له شدم...! بگذریم که آیا زیر پای تو له شدم؟ یا زیر پای سرنوشت؟ به هر حال بذار بگم که زیر پای سرنوشت! تا همه نگن تو عشق واسه زیبایهاش می خواستی و حالا که به آرزوت نرسیدی می خواهی معشوقت را محکوم کنی...! من تو رو با همه وجودم می خواستم... الانشم این دردها را به جونم می خرم و میکشم... آره سخته برام بی تو بودن وبی تو موندن... ولی این درد تنهایی و بی تو بودن را با یاد اون روزهای بهاریمون تحمل میکنم...





لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 18:35 توسط ..:: یگانه ::..

دیگه بسه تو قفسی که این دنیا واسمون ساخته زندگی کردن... دیگه بسه غصه خوردن... دیگه بسه چشم به راه بودن برای تو... تو رفتی منم رفتنیم با این تفاوت که تو به سوی آینده ات رفتی... ولی من هنوز تو گذشته جا موندم... دیگه پاهایم یاری رفتن بهم نمیدن... دیگه بالهایی که با آرزوهای محالمون واسم مهیا کرده بودی گشوده نمی شوند... می خوام برم از این دیار... تو میگی کجا برم؟ هر جا که برم خیالت ولم نمیکنه... نیستی که ببینی دیگه هم زندگیم شده رویای شیرین تو... آخه با انصاف به منم حق بده... منم دلم می خواست همیشه با تو باشم... ولی به چشم خودت دیدی که نشد...! پس به خاطر من اگه هنوزم دوستم داری در مسیر سرنوشتت حرکت کن... بیشتر از این به خودت عذاب نده... ازت خواهش میکنم اگه هنوز فراموشم نکردی... سخته بگم:   ولی میگم: من حقیر را از یادت ببر... اگه دوستم داری نذار بیشتر از این قربانی بشیم...

 





لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 18:33 توسط ..:: یگانه ::..

در دور دستها کسي رامي شناسم که قلبي به وسعت دريا دارد،

چشمهايش امتدادي ازغمگين ترين غروب خورشيد زندگيشه،

تبسم لبانش گلچيني از غنچه هاي نو شکفته ي بهاري است،

دستهايش به اندازه ي تمام کهکشانها جاي دارد و قدمهايش در ابتداي زندگيست .

او را و نگاههاي عاشقانه اش را مي شناسم نگاههايي مملو از ياس محبت .

او را که با تمام رودها برادر است، او را که وجودش سرشار از آبي بيکران است،

او را که همراه نسيم صبا مي وزد، آري او را مي شناسم .

در دور دستهاست ولي دور دستي که همين نزديکيهاست،

خانه اش پر از سادگي و صفا، کلبه ي بي ريا و محقر او را مي شناسم،

او نيمه پنهان و روح گمشده ي من است، آسمان خانه اش هميشه آبي باد .






لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 18:28 توسط ..:: یگانه ::..





لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:31 توسط ..:: یگانه ::..

                عشق دیار است وپرواز آن چشمان  سیاهی است     

که می نگرد به تو،عشق چرت زدن درایوان رویاهاست،

عشق سوختن است ولذت بردن از وبی خاکستر ، عشق تمنای

دل است از چشم،عشق همان جوانکی است که باید باشد تا زندگی باقی بماندعشق زیپ ستاره ای است در دل زنی حتی با مو های سپید،

عشق معنای خوب شمع است در دیدار با یار، عشق زیادی صدایی است

که تنها یا رنمی شنود، عشق ابر سپید پاکی است با قطره هاای زلال باران عشق....

عشق یعنی بودن وبه احترام لحظه ها زیستن!





لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:24 توسط ..:: یگانه ::..

 

 

آن زمان که خورشید درخشان طلوع می کند تو را به یاد می آورم الهام از تو می گیرم و در دریای پر تلاطم با تو بودن غوطه ور می شوم. نمی دانم چه می کنی؟

آن لحظه که ماه در آسمان خود نمایی می کند و ..........آبی آسمان را به تیرگی می کشاند تو را به یادم می آورد با یک دنیا احساس در اندیشه ای دور تو را صدا می زنم نمی دانم به چه می اندیشی؟





لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:22 توسط ..:: یگانه ::..

اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غمهایت را بشویم.

                    اگر تار بودم زیباترین ملودی ها را برایت می نواختم.

اگر پروانه بودم به گرد تو می چرخیدم.

                    اما افسوس نه بارانم. نه تار.نه پروانه.

ولی به اندازه ی تمام دنیا دوستت دارم...                                               





لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:21 توسط ..:: یگانه ::..

نگاه کن که غم درون قلب من چگونه آب می شود؟

نگاه کن تمام هستی ام حباب میشود

چگونه دستهای تو              مرا صدا نمی کنند

          برای قلب خسته ام                دگر دعا نمی کنند

مگرنه اینکه با منی؟!          به من بگو ای آشنا

          چگونه چشمای تو                  به من نگه نمی کنند

چه بی ریا نشسته ام            چه بی صدا شکسته ام

          برای بی صداییم                   دلم نوا نمی کند

نگاه کن دل من است           به یک نگاه منتظر

          دمی سراب می شود

چه کرده ای                   

          تمام هستی ام حباب می شود ؟!

دلم گرفته و شکسته بود...





لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 13:56 توسط ..:: یگانه ::..

 

تو یعنی کوچه باغ آررزو را          به روی گل یاس باز کردن

تو یعنی گونه های غنچه ای را       به رسم مهربانی ناز کردن

تو یعنی تا ابد آئینه بودن               برای خاطر دلهای یاران

تو یعنی بی ریا چون یاس بودن       و یا به شهر شبنم ها رسیدن

تو یعنی غربت یک اطلسی را        ز شوق آرزو سرشار کردن

تو یعنی با طلوع آببی مهر            صبور ومهربان ایثار کردن

تو را آنقدر در دل می سرایم          که دل یعنی تو را زیبا سرودن

فدای تو شقایقهای احساس              و رویای بی آغاز سرودن




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 13:54 توسط ..:: یگانه ::..





لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 13:50 توسط ..:: یگانه ::..





لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 9:14 توسط ..:: یگانه ::..

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 9:9 توسط ..:: یگانه ::..

اگه یه روز بهت گفت:دوستت دارم...دوستش داشته باش
اگه بهت گفت :برات می میرم ...براش بمیرم
اما روزی میرسه که بهت میگه :ازت متنفرم که تو نمی تونی ازش متنفر باشی .
دوستت دارم تا زمانی که تو را دارم .




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 9:3 توسط ..:: یگانه ::..

از پرنده ای عشق پرسیدم:

عشق چیست؟

پاسخم داد:رهایی

از جغد شب پرسیده ام

به من گفت:تنهایی

از گل سرخ پرسیدم

گفت:نمی دانم

واگر از من بپرسی:

خواهم گفت:

احساس بین من و تو، تو چه می گویی؟





لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 7:52 توسط ..:: یگانه ::..

 

در غروب سرد عشق نغمه رابا من بخوان

مرگ تو مرگ من است

پس تمنا میکنم بمان...

هرگز غیر واگر عشق را درک کردم.





لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 7:49 توسط ..:: یگانه ::..

تو بغلش بهار شدم           اون بود ومن ،منویه شعر

خدایا به عشق اسیر شدم           خدایا ببین چه سیر شدم

من بشم وپرواز نشاط                  یاسیش بشم نازم کنه.

 





لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 7:48 توسط ..:: یگانه ::..

در دلم ای کاش فقط عشق تو جا می کرد

تا دلم رنگ گل یاس تو پیدا می کرد

قلمم کاش فقط نام تو را می دانست

یا زبانم گله از غربت لیلا می کرد

تاروپوئد من لبریز گنه را ای کاش

عشق می آمد ویک نقشه زیبا می کرد.

 





لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 20:40 توسط ..:: یگانه ::..

در بغض غریب یاد تو برد

دردل غنچه مثل این قلب بی صاحب من

حرف از گل بی خندان میلاد تو بود

 

ای که تمام عشق منی      در جسم خالی من

روح کدام عشقی      ای که آرزوی قلب منی

ای نوازش تو یارم  ....

               بهترین بهانه زیستن من





لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 20:13 توسط ..:: یگانه ::..

فاصله یک خاطره در نگاه من وتواست

غربت کوچه خلوت که پناه من وتوست

به فلک بستند پایم تا فراموشت کنم

آری، گویا عاشقی هم دلخواه من وتوست

آسمان هم ازغم ما بس پریشان حالی است

گریه شبهای ابری مال آه من وتوست

می دهد نور امیدی به تپش های دلم

آن کسی که تا همیشه جان ماه من وتوست.





لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 20:13 توسط ..:: یگانه ::..

من به آن چشم قشنگ تو گرفتار شدم

تشنه ی آمدنت تشنه ی تو شدم

تو به من از دل وجان مهر ومحبت دادی

رفتی و باردگریار شب تار شدم

چشمانت را ورق بزن تا شاید روزی مرا به یادگار کشیده باشی!

آمدنت رویاست.

 

 





لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 20:11 توسط ..:: یگانه ::..

 

ای کاش گل بودی ومن از باغ محبت می چیدمت

یا که طلوع بودی واز پنچره اتاق دلم می دیدمت

ای کاش چشمانت ضد یخی داشت چون رنگین کمان

وهر وقت باران می گرفت از دور می بوسیدمت.





لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 20:10 توسط ..:: یگانه ::..

زندگی یعنی زیر باران عشق با چتر شکسته رفتن

زندگی یعنی خندیدن گاه گریستن واخم کردن

زندگی یعنی خالی بودن از کینه،زندگی یعنی تپش قلب ها،

قلب هایی که به وسعت رویاها هستند،زندگی باور کردن یکدیگر است

آخ گفتن وبر خاستن است.

زندگی در پیچ راه گم شدن ودوباره بیدارشدن است.

زندگی تجلی دیداراستبا خدا برسر سجده نماز

پس زندگی ،زندگی است

اگر بخواهیم زندگی کنیم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 20:9 توسط ..:: یگانه ::..

                عشق دیار است وپرواز آن چشمان  سیاهی است     

که می نگرد به تو،عشق چرت زدن درایوان رویاهاست،

عشق سوختن است ولذت بردن از وبی خاکستر ، عشق تمنای

دل است از چشم،عشق همان جوانکی است که باید باشد تا زندگی باقی بماندعشق زیپ ستاره ای است در دل زنی حتی با مو های سپید،

عشق معنای خوب شمع است در دیدار با یار، عشق زیادی صدایی است

که تنها یا رنمی شنود، عشق ابر سپید پاکی است با قطره هاای زلال باران عشق....





لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 20:7 توسط ..:: یگانه ::..

دوست داشتن خیلی بهتر از عشق است .من هیچ گاه دوست داشتن خود را تا بالاترین قله ی عشق پایین نمی آورم. جای دسته گلی که فردا در قبرم نثار می کنی امروز باشاخه گلی کوچک یادم کن. به جای سیله اشکی که فردا برمزارم میریزی امروز با تبسمی شادم کن به جای اون متن های تسلیت که فردا برام می نویسی امروز با یک پیغام کوچک خوشحالم کن من امروزبه تو نیازم دارم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 8:50 توسط ..:: یگانه ::..

در عشق زنده شده ایم و مرده ایم ما عاشقان دیوانه من به تعلق دارم عشق من به جان همه ی چیزهایی که دارم قسم میخورم که ما هیچ وقت از هم جدا نخواهیم شد لحظات شیرسنی است وقتی ما با هم ملاقات میکنیم . این لحظه ها بهترین زمانها هستند .





لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 8:43 توسط ..:: یگانه ::..

ای کاش در سکوت تنها یی خودم می تو انستم سکوت تو را ازجسم کوچک اشکهایم بشنوم. تو نخواستی من وتو با هم باشیم قسمت ما این بود که ما تنها باشیم ای یار من بهر دل من دل تب دارمن حجم چشمان من پراز حدیث رفتن توست. کمک کن ای مسافر عاشق سراغ مهربونی را بگیریم تا برای هم بمونیم کمک کن تا برای هم بمیریم. در بی وفایی یار ما دل شکستگانیم.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 8:39 توسط ..:: یگانه ::..